•┈┈••✦مومن قوى از مؤمن ضعيف بهتر و محبوب تر است✦••┈┈•

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ ، قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " الْمُؤْمِنُ الْقَوِيُّ خَيْرٌ وَأَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِ الضَّعِيفِ، وَفِي كُلٍّ خَيْرٌ، احْرِصْ عَلَى مَا يَنْفَعُكَ، وَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ وَلَا تَعْجِزْ، وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ فَلَا تَقُلْ : لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وَكَذَا. وَلَكِنْ قُلْ : قَدَرُ اللَّهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ. فَإِنَّ لَوْ تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ ".

•┈┈••✦✿✦••┈┈•‌

ترجمه حدیث:

ابوهريره رضي الله عنه روايت مى كند كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مؤمن قوی از مؤمن ضعیف نزد الله بهتر و محبوب‌تر است، ولی در هر یک خیر  وجود دارد، و نسبت به آنچه نفع  تو را در بردارد حریص باش، و بر الله توکل نما، عجز و ناتوانی بخود راه مده و چنانچه چیزی ناپسند برایت پیش آمد مگو: اگر چنان می‌کردم چنان می‌شد، بلکه بگو: تقدیر الله چنین بود و الله هرکاری خواسته باشد انجام می‌دهد، زیرا لفظ «اگر» وسوسه‌های شیطانی را گسترش می‌دهد».

•┈┈••✦✿✦••┈┈•‌

شرح حديث:

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: "المؤمن القوي" مقصود از قوت در این حدیث قوت ایمانی می باشد نه قوت بدنی چون اگر مقصور قوت بدنی بود می فرمودند: الرجل القوي.

هر اندازه ایمان در قلب انسان قوی باشد اعمال نیکش بیشتر می شوند،  زیرا ایمان انسان را به هدایت  وکارنیک سوق می دهد.

فرمودند: "خَيْرٌ وَأَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِ الضَّعِيف" رسول الله صلی الله علیه وسلم دو واژه بسيار ارزنده براي مومنى كه ايمانش قوى باشد ذکر نموده اند كه عبارتند از:

۱- نزد الله متعال بهتر است.

۲- نزد الله متعال محبوب تر است.

سپس فرمودند: "وَفِي كُلٍّ خَيْرٌ" یعنی در هر مومنی خیر هست چه ایمان اش قوی باشد یا ضعیف،  با بیان این کلمه از بد گمانی رفع اشكال نمودند ، چون اگر این کلمه را اضافه نمی نمود انسان فکر می کرد که در مؤمن ضعیف هیچ خیری نیست و نزد الله متعال محبوب هم نیست اما با بیان این کلمه رفع اشکال شد.  

سپس  فرمودند: "احْرِصْ عَلَى مَا يَنْفَعُكَ" به هر آنچه که سود دنیوی و اخروی دارد حریص باش ، البته در اموری که توانایی آنها را داشته باشید.

امور انسان از سه حالت خالی نيستند: ۱- سودمند .  ۲- مضر.   ۳- اموری که نه سود و نه ضرر دارند.

دقت کنید در این حدیث بکار گیری اسباب مقدمند از توکل و استعانه به الله ، چون معقول نیست که انسانی در رخت خوابش بخوابد و غذا نخورد و بگوید من بر الله توکل كرده ام  لذا بدون آب و خوراک زنده می مانم ، پس انسان مسلمان در همه امورش اولاً اسباب را به کار بگیرد سپس از الله مدد بطلبد و بر الله توکل نماید.

سپس فرمودند: "وَاسْتَعِنْ بِاللَّهِ وَلَا تَعْجِزْ" از الله طلب مدد کن نه از غیر الله و به کسی جز الله اعتماد نکن ، و تنبلی نکن بلکه اسباب را بکار بگیر ، مقصود این نیست که ناتوان نباش چون توانایی و ناتوانی و صحت و مرض دست انسان نیستند.

دقت کنید پیامبر صلی الله علیه وسلم در این حدیث به چند خصلت مؤمنان را دستور داده اند:

۱- حرص بر کار خیر.  ۲- طلب مدد از الله متعال.    ۳- دوری از تنبلی و کسالت.

سپس فرمودند: "وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ فَلَا تَقُلْ : لَوْ أَنِّي فَعَلْتُ كَانَ كَذَا وَكَذَا"

بعد از بكارگیری اسباب و حرصت به کار خیر و طلب مدد از الله متعال و عدم کسالت اگر به تو امر ناپسندی اصابت نمود  و بر خلاف قصدت به تو مصیبتی رسید، نگو اگر چنین می کردم این‌طور نمی شد ، و در این حالت امورت را به الله متعال بسپار.

اما خیلی ها متأسفانه بدون بکارگیری اسباب می گویند ما کار خود را به الله می سپاریم این اشتباه است،  چون رسول الله صلی الله علیه وسلم اولاً ما را به بکارگیری اسباب دستور داده اند بعد از آن توکل به الله متعال.

سپس فرمودند: "وَلَكِنْ قُلْ : قَدَرُ اللَّهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ".

 کلمه "قَدَرُ" به دو وجه تلفظ می شود:

۱- قَدَرُ اللَّهِ  يعني با فتحه دادن دال و بدون تشدید و ضمه دادن راء و کسره دادن لفظ جلاله.

معنایش می شود : بگو این تقدیر الله متعال بوده ، و به خواست من نبوده ، والله هرچه بخواهد می شود.

۲- قَدَّرَ اللَّهُ با تشدید و فتحه دال و فتحه دادن راء و ضمه دادن لفظ جلاله.

معنایش می شود: این به تقدیر الله بوده نه به اختیار من.

این یک تربیت نفسانی بزرگی است که انسان مسلمان را به انشراح صدر و رضا به تقدیر الله متعال سوق می دهد.

سپس فرمودند: "فَإِنَّ لَوْ تَفْتَحُ عَمَلَ الشَّيْطَانِ" زیرا که كلمه "اگر" راه وسوسه شیطان را باز می کند و وقتی راه شیطان باز شد انسان را به حسرت و اندوه و پریشانی و افسوس و واویلا و کوتاه فکری می کشاند.

دین مبین اسلام همیشه مسلمانان را به انشراح صدر و دور اندیشی و خوش بینی سفارش می نماید.

در این حدیث از استفاده کلمه " اگر" فقط در چنین حالتی و امثالش نهی شده با قیدهای که ذکر شد.

استفاده نمودن کلمه" اگر " سه حالت دارد:

۱- در حال خبر دادن از امری مثلا بگوید اگر پیش من بیایي به تو کتاب صحیح بخاری را هدیه می دهم ، در این حالت استفاده کلمه اگر هیچ اشکالی ندارد.

۲- در حال تمنا و آرزو ، كه اين بستگی به نوع آرزو و تمنا دارد اگر آرزوی درست باشد استفاده کلمه "اگر" درست و اگر آرزو نادرست باشد ، استفاده اش نادرست است مثلا بگوید اگر من فلان مبلغ را داشتم در راه الله متعال انفاق می نمودم ، این حالت درست است، اما اگر آرزوی بد بکند مثلا بگوید اگر فلان مبلغ را داشتم می دادم به فلان شخص تا فلان مسلمان را بکشد ، در این صورت  مى گوییم چنین آرزویی درست نیست چه برسد به کلمه "اگر".

۳- در حال حسرت و اندوه به كاری که گذشته صورت گرفته و قابل برگشت نیست این صورت نادرست می باشد.

•┈┈••✦✿✦••┈┈•‌

فوائد حدیث:

1- این حدیث مسمانان را به اخلاق نیکو تشویق می نماید.

2- این حدیث دلیل بر اینست که ایمان مومنان متفاوت است ، بعضی ایمانشان قوی وبعضی ضعیف می باشد.

3- این حدیث دلیل بر اینست که برتری مسلمان بر اساس ایمانش می باشد نه به مال و جمال ونه چیز دیگر.

4- اثبات صفت محبت برای الله متعال زیرا الله متعال مومنان را دوست دارد.

5- محبت الله نسبت به مومنان بر حسب ایمانشان متفاوت می باشد.

6- حسن تعبیر رسول الله صلی الله علیه وسلم طوری که خیریت را به مومنان قوی الایمان منحصر نکردند.

7- این حدیث دلیل بر اینست که اگر بین دو مسلمان ، که یکی از دومی نیکوکارتر بود برتری بیان نمودیم نیکی های طرف دوم را نباید نادیده گرفت تا ارزش دومی در میان مردم از بین نرود.

8- راهنمایی نمودن پیامبر صلی الله علیه وسلم امتش را در حریص بودن به امور مفید.

9- برای مسلمان مناسب نیست که به امور غیر مفید حرص بورزد.

10- بعد از استفاده اسباب برمسلمان واجب است که فقط از الله متعال طلب مدد کند ، البته طلب مدد چند حالت دارد:

أ: از شخص مرده یا غائبی که از او هیچ اطلاعی ندارد طلب مدد نمودن، این نوع شرک و ناجایز می باشد.

ب: از شخص زنده و حاضردر اموری که توانایی آن را ندارد و فقط الله متعال قادر به آن است طلب مدد کند این هم ناجایز مانند طلب فرزند نمودن از کاهنان و جادوگران.

د: طلب مدد کردن از انسان حاضر در اموری عادی که توانای انجام آنها را داشته باشد مانند بلند کردن کیسه برنج وغیره ، این جایز و بلا اشکال می باشد.

11- انجام دهی اسباب مقدم بر توکل و استعانه می باشد.

12- نهی از تنبلی و سستی در امور مفید و خصوصا طاعات وعبادات.

13- نهی از استفاده نمودن کلمه اگر وقت حاصل نشدن مقصود بعد انجام تلاش و کوشش.

14- اثبات تقدیر و اینکه تقدیر الله فوق همه اسباب می باشد و هیچ انسانی نمی تواند از تقدیر خویش فرار کند هر اندازه زیرک و باهوش باشد.

15- اگر برای انسان بعد از تلاش و کمک خواستن از الله مقصودش برآورده نشد بگوید:قَدَرُ اللَّهِ وَمَا شَاءَ فَعَلَ.

16- اثبات فعل و مشیئت برای الله متعال.

17- شیطان گاهی بر انسان مسلط می شود خصوصا وقتی مصیبتی به انسان برسد تا آن شخص را دچاره اندوه و حسرت و افسوس به گذشته ای که بر نمی گردد نماید.

18- شدت دشمنی شیطان نسبت به مسلمان و بیان نمودن رسول الله صلی الله علیه وسلم طریقه مقابله نمودن مسلمان با این دشمن ، و این هم دلیل بر کمال شفقت رسول الله صلی الله علیه وسلم به امتش می باشد .