ایمان به الله
معنای ایمان به الله: اقرار و اعترافی است که مستلزم پذیرش وحی و گردن نهادن در برابر احکام شرع است.
بر این اساس که این جهان آفریدگاری دارد که وجود دارد، و پروردگاری که در ربوبیت و الوهیت و صفات خود یگانه است.
بر اساس معنایی که یاد شد، آشکار میگردد که ایمان به الله در بر گیرنده ى چند مورد است:
مورد نخست: ایمان به وجود الله متعال.
چهار چیز انسان را به وجود الله ـ سبحانه و تعالی ـ راهنمایی میکنند:
١- عقل
٢- حس
٣- فطرت
٤- شریعت
۱- دلالت عقل بر وجود الله متعال؛
این جهان با نشانههایی که در خود دارد و موجودات حسیِ آن خود دلیلی است بر وجود الله متعال.
همه ی این مخلوقات بالا و پایین باید پدید آورندهای داشته باشند که آنها را به وجود آورده و به ادارهشان میپردازد.
محال است که موجودی ایجاد کنندهای نداشته باشد و محال است که خودش خود را پدید آورده باشد.
الله متعال میفرماید:
﴿أَمۡ خُلِقُواْ مِنۡ غَيۡرِ شَيۡءٍ أَمۡ هُمُ ٱلۡخَٰلِقُونَ ٣٥ أَمۡ خَلَقُواْ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ٣٦﴾ [الطور: 35-36].
(آیا از هیچ آفریده شدهاند یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند؟ یا آسمانها و زمین را [آنها] خلق کردهاند؟ [نه] بلکه یقین ندارند).
جبیر بن مطعم ـ رضی الله عنه ـ که هنوز اسلام نیاورده بود، هنگامی که این آیات را شنید گفت: «نزدیک بود قلبم [از سینه] بیرون آید».
این بدان سبب بود که ایمان در قلب او جای گرفته بود،الله سبحان بسیاری از بندگانش را به استدلال بر اساس نشانههای آشکار خود از جمله مخلوقات جهان بالا و پایین راهنمایی میکند، چنانکه میفرماید:
﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ ﴾ [الذاريات: 20].
(و در زمین نشانههایی است برای اهل یقین).
یعنی: به این زمین و نشانههایی که در آن هستند از انواع گوناگون گیاهان و روییدنیهایی که دال بر عظمت آفریدگار آن و قدرت شگفت انگیز اوست بنگرید.
۲- دلالت حس بر وجود الله سبحانه و تعالی؛
انسان برای خواستههای دنیایی به درگاه الله متعال دست دعا بلند میکند و او را فرا میخواند و طولی نمیکشد که دعایش مستجاب میشود و آن را به چشمان خود میبیند.
آیا این نشانه ی وجود او ـ سبحانه و تعالی ـ نیست؟
این قضیهای است که همه آن را مشاهده کردهاند و حتی کافران و ملحدان به آن معترفند. چه زیباست داستانی که از یکی از دعوتگران شنیدم؛ میگفت: «در سفر به یکی از کشورها سوار هواپیما بودیم که ناگهان مشکلی برای هواپیما پیش آمد و مسافران از مرگ خود مطمئن شدند؛ اینجا بود که قرآن خودم را برداشتم و شروع به خواندن کردم. ملحدی کنار دستم نشسته بود؛ با صدای بلند به من گفت: «بیشتر بخون!» سپس کنارم ایستاد و باز گفت: «بیشتر بخون! صدایت بلند کن! شاید خدا ما را نجات دهد...» و الحمدلله از آن مخمصه ی خطرناک نجات پیدا کردیم». این رفتار آن ملحد عجیب نیست و مشرکانِ پیش از او نیز چنین بودهاند؛ کسانی که الله متعال دربارهی آنها میفرماید:
﴿فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ إِذَا هُمۡ يُشۡرِكُونَ﴾ [العنكبوت: 65].
(هنگامی که بر سوار بر کشتی شوند، خدا را با اخلاص میخوانند و غیر او را فراموش میکنند، اما هنگامی که الله آنان را به خشکی رساند و نجات داد، باز مشرک میشوند.)
و این نشانهای است حسی بر وجود الله متعال.